فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٠٣ - فصل در بيان امكان استعدادى
الشّيىء لصيرورته شيئا آخر له نسبة الى الشّيىء المستعدّ و له نسبة الى
الشّيىء المستعدّ له فباعتبار الاوّل يقال له الاستعداد فيقال انّ النّطفة
مستعدّة للانسانيّة و بالاعتبار الثّانى يقال له الامكان الاستعدادى
فيقال الانسان يمكن ان يوجد فى النّطفة فلو سومح و قيل النّطفة يمكن
ان يصير انسانا كان المراد ما ذكرنا.
ترجمه:
فصل در بيان امكان استعدادى
گ اهى امكان به « استعدادى » صفت آورده شده و ميگويند: الامكان
الاستعدادى.
اين امكان در عرف اهل معقول غير از استعداد مىباشد زيرا تهيّوء و
استعداد شيىء براى اينكه شيىء ديگرى بگردد داراى دو نسبت است:
الف: نسبت آن با شيىء مستعدّ.
ب: نسبتش با شيىء مستعدّ له.
پ س باعتبار اوّل بآن استعداد گ فته مثلا مىگويند:
نطفه براى انسانيّت استعداد دارد.
و بملاحظه دوّم بآن امكان استعدادى اطلاق ميكنند چ نان چ ه مىگويند
ممكنست انسان در نطفه يافت شود.
پ س اگر در مقام تسامح بگويند: ممكنست نطفه انسان بگردد، مقصود و
مراد همان است كه ما ذكر نموديم.
شرح فارسى:
توضيح
خداوند حكيم بقدرت كامله خود موجودات را بطورى خلق فرموده كه
قابليّت تحوّلّ و تغيّر در آنها مىباشد و تمام آنها قوّه از نقص بكمال را دارا هستند
همچون خاك و سنگ كه شايد ذليلترين اشياء و بىقيمتترين آنها باشند لكن در
نهان آنها چ نان قوّهاى است كه آمادگى براى تبديل شدن با شرف فلزّات يعنى